عشاق سایه....

[ پنج شنبه 19 مرداد 1391برچسب:, ] [ 18:22 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
BMW جدید

 خداوندا به همه عشاق Bmw,Bmw جدید عطا فرماید

آمین!

 

[ پنج شنبه 19 مرداد 1391برچسب:, ] [ 18:18 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
ابراز علاقه...

وقتی کسی میخواد بگه دوست دارم از همه راهکاری استفاده میکنه

[ پنج شنبه 19 مرداد 1391برچسب:, ] [ 18:12 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
رفتار پسران دانشجو از ترم اول تا ترم اخر

• ترم اول (ترم جو گیریدگی):

 

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.

 

وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.

 

 وای خدا خوابگاه رو بگو.

 

وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه

 

از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن

 

و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور

 

میشه…

 

راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد

 

 

که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.

 

دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!

 

لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!

 

پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose

 

از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

 

• ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

 

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.

 

می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم

 

تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.

 

می خواهمت با تمام وجود عزیزم.

 

همه پول و سرمایه من متعلق به توست.

 

بدون تو این دنیا رو نمی خوام.

 

کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم …

 

امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم

 

و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در

 

کلاس می درخشیدی تماشا می کردم…

 

• ترم سوم (ترم افسردگی):

 

الو مامان سلام.

 

مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!

 

مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.

 

ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.

 

من این زندگی رو نمی خوام …

 

خسته شدم از دنیای وانفسا


 

• ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

 

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟

 

منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟

 

دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم …

 

مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم …

 

الو به به سلام چطوری ندا جون؟

 

آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!

 

پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟

 

به خدا منم دلم یه ذره شده واست.

 

عزیزم فردا ساعت ۱۱ پارک پشت دانشکده دارو…

 

• ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

 

الو سلام استاد!

 

قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، ۲ نمره بهم بده.

 

به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.

 

مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.

 

منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم

 

اصلاً شما رو هم یادم نمیاد …

 

اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم …

 

• ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

 

الو مامان من خونه می خوام!

 

راستی اون ۵۰ تومنی که ۳ روز پیش فرستادی تموم شد.

 

دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!

 

• ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):

 

خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه …

 

• ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):

 

الو سلام خانم.

 

واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.

 

فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا …

 

ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو …

 

[تصویر:  0.291020001343757062_irannaz_com.jpg]

 

 

 

 

 

 

[ چهار شنبه 18 مرداد 1391برچسب:, ] [ 17:7 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
تفاوت خانوم ها واقایان در استفاده از عابر بانک
آقایان :

1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

2- کارت رو داخل دستگاه میذارن.

3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.

4- پول و کارت رو میگیرن و میرن.

خانم ها :

1- با ماشین میرن دم بانک.

2- به خودشون عطر میزنن.

3- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.

4- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.

5- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.

6- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.

7- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.

8- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.

9- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.

10- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.

11- کارت رو وارد دستگاه میکنن.

12- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.

13- کد رمز رو وارد میکنن.

14- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.

15- کنسل میکنن.

16- دوباره کد رمز رو میزنن.

17- کنسل میکنن.

18- مبلغ درخواستی رو میزنن.

19- دستگاه ارور (خطا) میده.

20- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.

21- دستگاه ارور (خطا) میده.

22- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

23- پول رو میگیرن.

24- برمیگردن به ماشین.

25- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.

26- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.

27- استارت میزنن.

28- پنجاه متر میرن جلو.

29- ماشین رو نگه میدارن.

30- دوباره برمیگردن جلوی بانک.

31- از ماشین پیاده میشن.

32- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمیذارن برای آدم)

33- سوار ماشین میشن.

34- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

35- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.

36- میندازن توی خیابون اشتباه.

37- برمیگردن.

38- میندازن توی خیابون درست.

39- پنج کیلومتر میرن جلو.

40- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)
[ چهار شنبه 18 مرداد 1391برچسب:, ] [ 17:3 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
روش های جدید گدایی

در این بخش با جدیدترین و مدرن ترین روش های گدایی آشنا میشید

 

و میتونید در موقع مواجهه با یکی از این موارد ، خودتون رو آماده عکس العمل بکنید !

 

در آغاز ، از آخرین تعرفه صنف شریف گدایی با خبر میشید

 

البته نوسان در همه صنفی هست ، به گزارش خبر گزاری راد اس ام اس !

 

با توجه به تورم این چند وقت ، باید قبل از پرداخت ، نرخ استعلام شود !

کاریکاتور از گدایی - عکس خنده دار - RadsMs.com

کاریکاتور از گدایی - عکس خنده دار - RadsMs.com

کاریکاتور از گدایی - عکس خنده دار - RadsMs.com

funny-pics-radsms03 (Copy)

funny-pics-radsms04 (Copy)

funny-pics-radsms05 (Copy)

funny-pics-radsms06 (Copy)

funny-pics-radsms07 (Copy)

funny-pics-radsms08 (Copy)

funny-pics-radsms09 (Copy)

funny-pics-radsms10 (Copy)

funny-pics-radsms11 (Copy)

funny-pics-radsms13 (Copy)

funny-pics-radsms13 (Copy)

funny-pics-radsms14 (Copy)

funny-pics-radsms15 (Copy)

funny-pics-radsms16 (Copy)

funny-pics-radsms17 (Copy)

funny-pics-radsms18 (Copy)

funny-pics-radsms19 (Copy)

آخرین ورژن گدایی مدرن که جای هیچگونه حرفی باقی نمی ذاره !

.

.

.

funny-pics-radsms20 (Copy)

 

[ چهار شنبه 18 مرداد 1391برچسب:, ] [ 12:2 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
پ ن پ تصویری

23895

23893

23898

23899

 

23910

 

[ چهار شنبه 18 مرداد 1391برچسب:, ] [ 11:56 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
شوخی با حافظ

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس

 

ديدم به خواب حافط توي صف اتوبوس

 

گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم

 

گفتم : کجا روي ؟ گفت : والله خود ندانم

 

گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي

 

گفتم : چگونه اي ؟ گفت : در بند بي خيالي

 

گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داري ؟

 

گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باري

 

گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد

 

گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد

 

گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟

 

گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي

 

گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟

 

گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز

 

گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده

 

گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده

 

گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟

 

گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون

 

گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟

 

گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش

 

گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟

 

گفتا : شدست منشي در دفتر اداره

 

گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنماي منزل

 

گفتا : که دست خود را بردار از سر دل

 

گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها

 

گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا

 

گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادي

 

گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادي

 

گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي

 

گفتا : که جاي خود را داده به فاکس برقي

 

گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره

 

گفتا : به جاي هدهد ديش است و ماهواره

 

گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟

 

گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟

 

گفتم : بگو ، ز مشک آهوي دشت زنگي

 

گفتا : که ادکلن شد در شيشه هاي رنگي

 

گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي ؟

 

گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي

 

گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان

 

گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟

 

گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري ؟

 

گفتا : که جاش دارم و افور با نگاري

 

گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها

 

گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها

 

گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟

گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي

[ چهار شنبه 18 مرداد 1391برچسب:, ] [ 11:44 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
خدایی دقت کردی؟؟؟؟؟؟؟

[ دو شنبه 16 مرداد 1391برچسب:, ] [ 19:36 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]
دعوا پدر و دختر(طنز)

 

سال 1280

 

مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات

 

نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط مي کني. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده.

 

حالا واسه من ميخواي درس بخوني؟؟؟

 

 
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره.

 

قول ميده...

 


مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو

 

تسليم کني بدونه درد مي کشمت...

 

بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه .


 

سال1330

 

مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ

 

بکني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...

 

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...

 

مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بيگيرم.

 

يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...


 بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

 

سال1380

 

مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي

 

 

پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟

 

مي کشمت. من... تورو... مي کشم...

 

 

زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).

مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... همون

بالا ببنديش بهتره...

سال1400

دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ي ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار

دارم  ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...

 

باباهه جيکش در نمي ياد...

زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ

موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...

 

بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه.

 

[ دو شنبه 16 مرداد 1391برچسب:, ] [ 19:14 ] [ بانوی آتش و بانوی برفی ] [ ]